گزیده ای از اخبار
نوشته شده در تاریخ ۲۷/شهریور/۱۳۹۵ - ۰۹:۴۱ و در حوزه های بین الملل - ۰ نظر

وضعیت فلسطین و منطقه با نگاهی به آینده

آژانس خبری تهران: هر انسان عاقلی با مشاهده حوادث کنونی جهان عرب و اسلام به این نتیجه می رسد که منطقه ما در معرض حمله قدرت‌های خارجی است و شیوه مورد استفاده در این حملات ایجاد نزاع میان طرفهای منطقه ای و تشدید ‌شکاف و اختلافات موجود میان آنهاست.

به گزارش آژانس خبری تهران، خالد القدومی*:کثرت و تعدد اولویت ها و تحولات در منطقه ما باعث شده است که کرانه باختری و قدس از حافظه کوتاه مدت مان پاک شود. یک روز شاهد وقوع یک جنایت در گوشه ای از جهان هستیم و روز دیگر شاهد وقوع کودتا در نقطه ای دیگر، اما گویا مهمترین و پیچیده ترین مساله، جایی در میان این مسائل داغ جهان عرب و اسلام ندارد.

اگر نگاهی گذرا به آخرین آمارهای ماه گذشته داشته باشیم می بینیم که در این ماه بیش از 1700 مورد تجاوز ارتش صهیونیستی، بیش از 65 تجاوز شهرک نشینان صهیونیست، 24 مورد حمله به مسجد الاقصی، احداث بیش از 500 ایست بازرسی سیار جدید در راستای ایجاد محدودیت برای اهالی کرانه باختری و شهادت 7 فلسطینی از جمله 6 مرد و یک زن ثبت شده و این در حالی است که همچنان اجساد 16 شهید از سوی رژیم صهیونیستی توقیف شده است. علاوه بر این، بیش از 160 فلسطینی طی ماه گذشته به ضرب گلوله های مشقی، 47 نفر با گلوله های جنگی و 63 نفر به شیوه های دیگر زخمی شده اند و رژیم صهیونیستی در این مدت 638 فلسطینی را اسیر و 90 نفر دیگر را به صورت موقت بازداشت کرده است و بیش از 100 نفر هم برای بازجویی احضار شده اند.

این آمار و ارقام جهان عرب و اسلام را به تامل و اهتمام ویژه برای نجات ملت فلسطین و این آرمان مقدس فرا می خواند.

شکی نیست که ملت قهرمان فلسطین در مقابل این وضعیت بیکار ننشسته است و انتفاضه این ملت همچنان شعله ور است و عملیات های آن ادامه دارد؛ هر چند که اکثر این عملیات ها با طرح و برنامه شخصی صورت گرفته، اما این ملت بزرگ تصمیم به ادامه این راه گرفته است و نمی خواهد اجازه دهد که دشمن صهیونیستی رنگ آرامش به خود ببیند. در طول ماه گذشته 8 عملیات مقاومتی با استفاده از سلاح سرد یا به شیوه زیر گرفتن نظامیان صهیونیست با خودرو صورت گرفته است و در بیش از 30 مورد، بمب های دست ساز یا مواد آتش زا به سمت گشتی های رژیم صهیونیستی شلیک شده یا مواد محترقه مورد استفاده قرار گرفته است که به اعتراف رسانه های رسمی رژیم صهیونیستی، در نتیجه این عملیات های قهرمانانه، یک نظامی صهیونیستی به هلاکت رسیده و 7 نفر دیگر زخمی شده اند.

تحول چشمگیری که در این زمینه مشاهده می شود این است که انتفاضه به تدریج به سمت شهرهای دیگری غیر از سه کانون اصلی آن؛ یعنی قدس، الخلیل و جنین گسترش پیدا کرده است و اکنون تقریبا تمام شهرها و شهرک های بزرگ کرانه باختری در این انتفاضه که ـ به حول و قوه الهی ـ به پیروزی ختم خواهد شد، مشارکت دارند؛ به طوری که شهرهای نابلس، قلقیلیه، سلفیت، رام الله و بیت لحم نیز در کنار قدس، الخلیل و جنین در برنامه های انتفاضه نقش داشته اند.

امروز در کرانه باختری بیش از 200 نقطه درگیری با جنایتکاران رژیم صهیونیستی وجود دارد و در بیش از 90 نقطه کرانه باختری که 560 کیلومتر مربع مساحت دارد، برخورد مستقیم میان طرفین اتفاق می افتد.

متاسفانه، مساله ای که باعث پیچیده تر شدن وضعیت می شود، شهادت یا شهادت طلبی و یا تخریب منازل توسط ارتش صهیونیستی نیست و ما مطمئنیم که خداوند اجر آنرا خواهد داد و همین راه های ناهموار زمینه ای برای آزاد سازی اراضی فلسطینی از دریای مدیترانه تا رود اردن خواهد شد، اما آنچه باعث ناراحتی شدید ما می شود، ظلم "ذوی القربی" یا همان نزدیکان است؛ به طوری که همکاری امنیتی میان تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری و رژیم صهیونیستی افزایش یافته است و همزمان با آن تجاوزات سرویس های امنیتی تشکیلات رام الله علیه ملت قهرمان فلسطین هم شدت گرفته است و ما همچنان شاهد ربودن، احضار و بازداشت مبارزان فلسطینی به دست این سرویس ها هستیم و طی ماه گذشته میلادی دهها مورد از این اقدامات مشاهده شده و در کنار آن، تجاوزات متعددی علیه آزادی های رسانه ای صورت گرفته و حملات بی وقفه به منازل و تعرض به زنان و مصادره اموال و دارایی های شخصی خانواده های مبارزان مقاومت و شکنجه آنها در جریان بازجویی ها ادامه دارد.

در همین حال، ما شاهد تداوم اعتصاب غذای مبارزان فلسطینی دربند زندان های تشکیلات خودگردان فلسطین هستیم که از جمله آنها می توان به: باسل ابو عیشه، علی خریوش و هشام بشکار اشاره کرد که از چند روز قبل در اعتراض به بازداشت و حبس غیرقانونی خود به مدت چندین ماه و عدم تفهیم هر گونه اتهام رسمی و از سوی دیگر، مخالفت تشکیلات خودگردان با آزادی و تمدید غیر قانونی مدت بازداشت شان، دست به اعتصاب غذا زده اند.

هر انسان عاقلی با مشاهده حوادث کنونی جهان عرب و اسلام به این نتیجه می رسد که منطقه ما در معرض حمله قدرت های بزرگ جهان قرار گرفته است و بر کسی پوشیده نیست که این حمله از طریق تانک های صهیونیستی یا ماشین جنگی کشورهای غربی صورت نمی گیرد، بلکه شیوه مورد استفاده در این حملات ایجاد نزاع میان طرف های منطقه ای و تشدید شکاف و اختلافات موجود میان آنهاست و ما همچنان فریاد می زنیم و مکررا اعلام کرده ایم که عامل این اختلافات و نزاع های مذهبی و نژادی منطقه طرحی خارجی است که متاسفانه اهل منطقه در دام آن افتاده و بی پروا به قتل و کشتار یکدیگر می پردازند.

راه مقابله با حوادث جاری در کشورهای اسلامی، تنها و تنها مقابله با مداخله جویی های خارجی و بیگانگان و توجه به وحدت امت اسلام است که راز قدرت ماست. شاید نقطه آغاز این راه وحدت، گفتگو میان اندیشمندان اندیشه اسلامی واحد و مکتب فکری اسلام است و  و پس از آن اگر ثابت شد که این قشر به مسئولیت های خود عمل می کنند، امت هم متحد خواهند شد و برنامه های آنها را خواهند پذیرفت؛ چرا که مردم به افراد موفق و توانمند احترام می گذارند.

من هم به نوبه خودم و به عنوان یک شهروند فلسطینی معتقدم که مسائل کلی امت اسلام و به ویژه مساله فلسطین تنها در صورت توجه به نکات زیر قابل حل است:

نخست: امت ما باید به صراحت دوست و دشمن خود را مشخص کند. در دوره اخیر مساله عادی سازی روابط با رژیم صهیونیستی گسترش یافته است و برخی شخصیت ها با وقاحت و بی شرمی تمام، در این باره نظریه پردازی می کنند و از منافع و واقعیت های موجود در راستای تشویق به عادی سازی روابط استفاده می کنند. نمونه آشکار این مساله، اقدام ناپسند اخیر یک ژنرال عربستانی در سفر به فلسطین اشغالی و دیدار وی با شخصیت های پارلمانی و دوری گولد مدیر کل وزارت خارجه دشمن صهیونیستی بود، اما این مساله به همین جا ختم نمی شود، بلکه برخی شخصیت های انگشت شمار اقدام به نوشتن مقالاتی درباره اهمیت این برقراری روابط با رژیم صهیونیستی کرده اند. به عنوان مثال می توان به مقاله "سهام قحطانی" در روزنامه الجزیره اشاره کرد که مدعی شده است استفاده از وصف "قرده" و "خنازیر" در قرآن برای یهود، شامل یهودیان زمان ما نمی شود و "یاسر حجازی" هم در روزنامه "الریاض" آورده است که «عرب ها باید به خصومت و انزجار از یهودیان پایان دهند.» ابراهیم مطرودی یکی دیگر از این افراد است که مدعی شده است:« ما به جای اینکه از موفقیت های یهودیان درس بگیریم به آنها بد و بیراه می گوییم.» "احمد عدنان" از روزنامه نگاران عرب هم در گفتگو با شبکه ماهواره ای العربیه اعلام کرد که «ما باید با در نظر گرفتن منافع خود و به صورت مستقیم و بی واسطه با اسرائیل مذاکره کنیم.»

سوالی که اینجا پیش می آید، این است که چرا ما متهم به دشمنی دینی و نفرت از یهودیان می شویم و این در حالی است که ما مسلمانان هرگز در طول تاریخ دست به چنین اقداماتی نزده ایم و یهودیان در طول تاریخ اسلام و مشرق زمین، در جهان عرب و اسلام در کمال عزت و احترام زندگی کرده اند و حتی برخی از آنها به پست های وزارتی در برخی کشورهای عربی رسیده اند؛ چرا که آنها هم شهروندانی مانند دیگر شهروندان بودند. اما متاسفانه هدفی که از این نظریه پردازی های بیهوده دنبال می شود، زمینه سازی برای عادی سازی روابط سیاسی با رژیم صهیونیستی است که به نوبه خود لکه ننگی بر پیشانی آیین یهودیت به شمار می رود؛ چه برسد به جنایتکار بودن آن در حق فلسطین و بشریت. در همین راستا، صدها هزار نفر از یهودیان در خیابان های نیویورک مقر اصلی یهودیان جهان که جمعیتی بیش از یهودیان فلسطین اشغالی را در خود جای داده است، شعارهای ضد صهیونیستی سر داده و جنایت های این رژیم را محکوم می کنند.

لذا، در درجه اول این مساله حائز اهمیت است که دشمن امت به صراحت و بدون هیچ گونه ابهامی مشخص شود و همه به این مساله پی ببرند که دشمن امت، رژیم صهیونیستی است که سرزمین فلسطین را اشغال کرده است. من همین جا به همه شخصیت ها و فعالانی که در قالب جنبش "بی دی اس" دست به تحریم رژیم صهیونیستی می زنند، درود می فرستم و از اظهارات اخیر معاون نخست وزیر مالزی که به خاطر مخالفت با دادن ویزا به صهیونیست ها و مخالفت با برافراشته شدن پرچم اسرائیل غاصب، حاضر به میزبانی مجمع فدراسیون بین المللی فوتبال "فیفا" ، تقدیر و تشکر می کنم. وی در سخنان خود تاکید کرده بود که برگزاری این مجمع در مالزی باعث ناراحتی ملت این کشور می شود و این ملت مخالف برقراری رابطه با رژیم غاصب و جنایتکار صهیونیستی است. ما همچنین از برنامه هایی که در کشورهای غیر مسلمان اروپایی در زمینه تحریم کالاهای تولیدی شهرک های صهیونیست نشین احداث شده بر روی اراضی اشغالی فلسطین برگزار می شود، حمایت می کنیم.

دوم: پس از شناخت دشمن خارجی، نوبت به مقابله با دشمن داخلی امت می رسد که همان جهل، ظلم، افراطی گری و استبداد است و این مساله اصلا معادله ای ساده نیست، بلکه نیازمند توجه امت به آموزش نسل جدید و آگاهی بخشی به آن است، اما این کار امکان پذیر و عملی است. وقتی یک نسلی با سواد و آگاه بار می آید، راز قدرت خود را می داند. البته منظور ما آن آموزشی که فرهنگ غربی به خورد ما می دهد، نیست. چند روز قبل، وقتی داشتم با فرزند یکی از دوستان مسلمانم که در یک موسسه غربی مشغول تحصیل است، صحبت می کردم، متوجه شدم که وی اطلاع چندانی از اسلام و مسلمانان ندارد، اما مطمئنا با لفظ "تروریسم" (terrorism)آشناست و بر همین اساس، القاعده و داعش را با جنبش های آزادی بخش و مقاومتی در سراسر جهان برابر می داند.

متاسفانه، ما در داخل امت مان هم از این اصطلاح (تروریسم) دریافت کردیم و هیچ دولت یا مرجعی در جهان اسلام موفق به ارائه تعریفی مناسب و جامع از این اصطلاح نشده است. به درستی، معنای کلمه تروریسم چیست و تروریست ها چه کسانی هستند. بزرگترین دشمن امت اسلامی همان طرفی است که نماد واقعی تروریسم است و آن هیچ طرفی نیست جز رژیم صهیونیستی و قدرت های دیکتاتوری غربی و آمریکا که در شکل گیری دشمن داخلی ما که همان افراطی گری است، نقش داشته اند.

سوم: پس از مشخص کردن دشمن خارجی و داخلی، سعی کنیم پروژه و طرحی مشترک در چارچوب کلیات در داخل امت اسلام تدوین کنیم که در کل می توان، جزئیات این پروژه را به شکل زیر تعریف کرد:

ـ این پروژه باید در داخل منطقه تدوین شود و وارداتی نباشد و محور آن احیای امت از درون باشد و نهضت واقعی در عرصه آموزش، فرهنگ، جامعه و زنان را در بر بگیرد و مرجع و گفتمان آن مبتنی بر فرهنگ عربی و اسلامی باشد و نه غرب زدگی. ارکان اصلی این پروژه را ـ به تعبیر بنده ـ شبکه های تامینی داخلی تشکیل می دهند که سدی در برابر مداخله جویی های خارجی در منطقه باشند و جلوی تهدید امنیتی جمعی علیه منطقه را بگیرند؛ مداخلات و تهدیداتی که بر به کارگیری قدرت نرم و برنامه های اطلاعاتی را با هدف تجزیه بیشتر منطقه استوار است.

ـ این پروژه تفاوت های نژادی، مذهبی و دینی را هدایت کند تا به نزاع و عامل اختلاف بدل نشوند و زبان ناطق حقوق مدنی فرزندان این امت با تنوع فرهنگی، دینی و نژادی آن و در جهت تحقق وحدت و گسترش مشترکات باشد.

این پروژه اقشار مختلف امت را به تسامح و گذشت ترغیب کند؛ چون آنها به تعبیر قرآن کریم "رحماء بینهم" (دلسوز هم و در میان خود رحم و عطوفت دارند) هستند.

ـ توافق داخلی میان بازیگران بزرگ امت اسلام؛ و این شامل کشورهایی می شود که دو شرط داشتن مساحت جغرافیایی بزرگ و جمعیت نسبت زیاد را داشته باشند (مانند: جمهوری اسلامی ایران، ترکیه، مصر، عربستان سعودی، الجزائر، اندونزی، مالزی و پاکستان). اما سرفصل های پروژه های مشترک و مورد اهتمام تمامی طرف های امت را می توان در یک تصویر کلی در بخش های زیر تعریف کرد که باعث تعمیق هویت امت و حفظ اصالت آن می شود:

عرصه سیاسی؛ از طریق اجرای برنامه هایی که باعث دوری از عادی سازی روابط، مبارزه با رژیم صهیونیستی و حمایت از قبله گاه نخست مسلمانان؛ یعنی مسجد الاقصی و آزاد سازی فلسطین می شود.
در بخش اقتصادی؛ از طریق اجرای پروژه های خط لوله های انتقال گاز و نفت و در صورت امکان استفاده از واحد پولی مشترک.
در بخش آموزش؛ از طریق اجرای پروژه های پژوهشی و علمی مشترک و تشویق و حمایت از این پروژه ها و به ویژه مسائل مرتبط با فناوری اطلاعات و فناوری نانو و پژوهش های هسته ای مسالمت آمیز.
در بخش زنان؛ باید اصل بر این باشد که امت ما یک مکتب است که با وجود آن محیط پیرامونی اش زنده می ماند و بی آن دچار فساد و زوال می گردد. این هدف از طریق اجرای برنامه های هدفمند آموزش زنان و فراهم کردن شرایط برای آنها جهت کسب توانایی ها و مستلزمات حفظ موجودیت و خانواده خود از طریق ترویج فرهنگ اسلامی میانه روی درست و به دور از فرهنگ وارداتی از خارج.

به نظر اینجانب، آزادی به معنای ولنگاری و بی حیایی نیست، بلکه آزادی به معنای حفظ هویت است؛ و گر نه حفظ هویت اسلامی معنایی نخواهد داشت. طرح ها و برنامه های امت اسلام باید در خدمت خود امت باشد و نه دشمنان آن. دلیل تاکید من بر روی زنان در این نوشتار، این است که معتقدم خللی در افکار فعالان و روشنفکرانی که درباره حقوق زنان صحبت می کنند، وجود دارد و آنها صرفا سخن از زیبایی و پوشش و منظر زیبا می کنند، تا زنان را قربانی غرایز حیوانی خود کنند و این در حالی است که آزادی زن به معنای آموزش، عفت، آبرو و زن بودن اوست که خداوند این خصیصه را در وجود او قرار داده است.

در پایان، ملت فلسطین در غزه و کرانه باختری و دیگر مناطق فلسطین خطاب به امت بزرگ خود تاکید می کند که به ثبات و ایستادگی خود ادامه خواهد داد و وطن و سرزمین و وجب به وجب خاکش را آزاد خواهد کرد. این ملت عاشق امت است و برای آن عزت، سربلندی و آزادی را آرزو می کند و از امت می خواهد که قطب نمای خود را به سمت جنگ با دشمن خارجی که همان رژیم صهیونیستی است و دشمن داخلی که همان افراطی گری و جهل و استبداد است، تنظیم کند و از تفرقه و چند دستگی دوری کرده و پروژه حمایت از مسجد الاقصی و حفظ هویت و اصالت را عامل وحدت خود قرار دهد.

* نماینده جنبش حماس فلسطین در تهران

انتهای پیام/

منبع:فارس